سه شعر از رسول یونان

ترجمه: آیدین روشن

http://www.farheekhtegan.ir/images/stories/20101203193324.jpg

(۱)

گذشته
كافه فرو ریخته‌ایست
اسب سفید مرده
تپانچه‌ای زنگ‌زده
آینه‌ای شكسته؛
گانگستر پیری از شعرم عبور می‌كند

(۲)

پدرم در تابستان مرد
مرگ آبی بود
لیلا در پاییز مرد
مرگ زرد بود
یاشار در بهار مرد
مرگ سبز بود
و من اینك بدهكارم
به یك مرگ سپید



(۳)

جزیره‌های ماه را
مه گرفته است
بالای آسمان سیاه
روی زمین برف
برف تمام راه‌های زندگی را بسته است
گرگی در درونم
زوزه می‌كشد

* این شعرها از مجموعه شعر تركی «جاماكا» انتخاب شده است.