جهان جای عجیبی ست/ اینجا هر کس شلیک می کند/ خودش کشته می شود...

آخرین برگ

روی تخت دراز کشیده ام

پنجره اتاق

قاب رنج است و خزان.

تو آخربن برگی

آخرین برگ داستان "ا.هنری"

اگر بیفتی من می میرم!

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم مهر 1389ساعت 3:17  توسط رسول یونان 

مصاحبه با رسول يونان پيرامون ترجمه شعر در روزنامه تهران‌امروز

چيدن توت از درخت ديگري

 آيدين روشن - ميراندا ميناس

 پنج سال پيش رسول يونان در جواب سوال خبرنگاري كه از او پرسيده بود: «رسول يونان شاعر است، نويسنده است يا مترجم؟» پاسخ داده بود: «مرا به هر نامي صدا بزنند سرم را بر مي‌گردانم!»

 ما اين بار او را مترجم خطاب كرديم و او به آرامي سرش را برگرداند و به سوالات ما پيرامون ترجمه شعر پاسخ گفت.

 تا آنجا كه مي‌دانيم از 11 ترجمه‌اي كه انجام داده‌ايد 10 ترجمه‌اش، ترجمه شعر است. اولين سوال ما اين است كه آيا واقعا مي‌شود شعر را ترجمه كرد؟

 خيلي راحت هم مي‌شود ترجمه كرد تنها به شرطي كه ما به شعري كه ترجمه مي‌كنيم احاطه كامل داشته باشيم، آن شعر را خوب بشناسيم، خوب رمزگشايي بكنيم و از ابهامات، استعارات و عناصر فولكلوريك پرده‌برداري بكنيم آنگاه دست به ترجمه شعر بزنيم.

 به نظر من هر كسي هر شعري را نمي‌تواند ترجمه كند. يك مترجم بايد با متني كه ترجمه مي‌كند ارتباط نزديك‌تري داشته باشد در غير اين صورت اين شعار كه: «شعر ترجمه پذير نيست» پررنگ‌تر مي‌شود.

 شما در ترجمه شعر فقط به مضمون اهميت مي‌دهيد يا همزمان فرم را هم درنظر مي‌گيريد؟

من همه چيز را يعني همه عناصر به كار رفته در شعر را ترجمه مي‌كنم. خواه ناخواه بعضي از عناصر در زبان دوم ضعيف تر مي‌شوند اما معمولا زبان دوم نيز امكاناتي دارد كه تا حدي اين ضعف را بپوشاند. به‌طور خلاصه عرض كنم كه من در ترجمه به وفاداري وفادارم...

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم مهر 1389ساعت 14:46  توسط رسول یونان 

یاد آوری

من به جز این وبلاگ و صفحه ای که در فیس بوک دارم دیگر در هیچ سایتی صفحه شخصی ندارم و دوست هم ندارم داشته باشم. دوستانی  در این باره از من سئوال کرده بودند وظیفه ام بود جواب بدهم!

باقی سلامتی شما

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم مهر 1389ساعت 0:51  توسط رسول یونان 

کتاب "پرواز یک تکه برف" . پنجره ای است رو به شعر معاصر سرزمین سین کیانگ.  شعری از این کتاب را که بهار امسال توسط نشر افکار منتشر شد با هم می خوانیم:

قصیده دو قطره اشک

احمد جان عثمان

 تو زیبا نیستی

در تو از لطافت گل ها خبری نیست

چشم هایت

شبیه چشم های آهوست

اما در آن ها درخششی دیده نمی شود

بهار

هیچ کاری برای تو نکرده

با این همه

اگر در چشم هایت

فقط دو قطره اشک بدرخشد

و عکس ان ها به چشم هایم بیافتد

عشق ما شب تاریکی نخواهد داشت.

من در این کتاب شما را با چهارده شاعر اهل سین کیانگ آشنا می کنم!

+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم مهر 1389ساعت 3:13  توسط رسول یونان 

  نقش آفرینی شمس لنگرودي و رسول يونان در جشنواره توکیو

فيلم «فلامينگوي شماره‌ي 13» به جشنواره‌ي توكيو مي‌رود

 

فيلم سينمايي «فلامينگوي شماره‌ي 13» ساخته‌ي حميدرضا عليقليان در بخش مسابقه‌ي بيست‌وپنجمين دوره‌ي جشنواره‌ي توكيو به رقابت با 11 فيلم ديگر خواهد پرداخت.

حميدرضا عليقليان - كارگردان اين فيلم - در گفت‌وگو با خبرنگار سينمايي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، عنوان كرد: اولين نمايش عمومي اين فيلم كه به شيوه‌ي HD فيلم‌برداري شده، در جشنواره‌ي توكيو خواهد بود و ما علي‌رغم داشتن پروانه‌ي نمايش داخلي، هنوز براي نمايش آن در ايران اقدامي نكرده‌ايم و در پي آن هستيم كه اين فيلم را به نسخه‌ي 35 ميلي‌متري تبديل كنيم.

او درباره‌ي داستان اين فيلم‌ هم گفت: قصه‌ي «فلامينگوي شماره‌ي 13» در يك تبعيد‌گاه اتفاق مي‌افتد و قصه‌اي در همسايگي افسانه‌هاست.

اين فيلم درباره‌ي انسان‌هايي است كه از خود و زندگي‌هاي روزمره تبعيد شده‌اند. آن‌ها با هم در يك تبعيدگاه زندگي مي‌كنند. سليمان (با بازي رسول يونان) كه گندمزاران را به آتش كشيده و متهم به قتل يك نفر است، افسانه‌اي مي‌آفريند. او معتقد است فلامينگويي ديده است با منقاري خون‌آلود؛ اين فلامينگو به جاي ساحل، در دوردست‌ها زندگي مي‌كند و نماد شكستن حصارهاي تبعيدگاه است.

سليمان بر سر اين افسانه‌ها جانش را مي‌بازد؛ اما زنش، تاماي، مرگ او را باور ندارد. استاد (با بازي شمس لنگرودي) چراغ روشن اين قصه‌ي غم‌انگيز است. او عليه بي‌عدالتي‌هاي رايج در اين قصه اسلحه مي‌كشد...

 

ادامه خبر در این آدرس:http://isna.ir/ISNA/NewsView.aspx?ID=News-1620432&Lang=P
+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم مهر 1389ساعت 16:41  توسط رسول یونان 

چهار كتاب از آثار رسول يونان دوباره منتشر مي‌شوند.

 

 

به گزارش خبرنگار بخش كتاب خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، به زودي، چاپ چهارم مجموعه‌ي شعر «من يك پسر بد بودم» اين شاعر توسط نشر افكار به بازار كتاب ارائه مي‌شود.

يونان همچنين به تجديد چاپ دو كتاب ديگر خود اشاره كرد و گفت: چاپ سوم مجموعه‌ي شعر «پايين آوردن پيانو از پله‌هاي يك هتل يخي» و چاپ دوم رمان «خيلي نگرانيم، شما ليلا را نديديد؟!» به زودي توسط همين ناشر عرضه مي‌شود.

چاپ دوم «احمق! ما مرده‌ايم» شامل ميني‌مال‌هاي اين نويسنده و شاعر هم از سوي نشر مشكي منتشر مي‌شود.

يونان درباره‌ي انتشار كتاب جديد نيز گفت: اكنون كار جديدي در دست چاپ ندارم و فقط از ذخيره‌ها امرار معاش مي‌كنم.

آخرين كتاب منتشرشده‌ي اين شاعر و مترجم، «پرواز يك تكه برف» شامل شعرهاي شاعران سينكيانگ چين است كه از زبان تركي ترجمه شده است.

رسول يونان ‌زاده‌ي سال 1348 در آذربايجان است و از آثار پيشين او به «روز به‌خير محبوب من»، «كلبه‌اي در مزرعه‌ي برفي»، «كنسرت در جهنم»،‌ «سنجابي بر لبه‌ي ماه» و «بوي خوش تو» (ترجمه) مي‌توان اشاره كرد.

منبع خبر:خبرگزاری ایسنا

 

+ نوشته شده در  شنبه سوم مهر 1389ساعت 16:15  توسط رسول یونان