تبليغاتX
وبلاگ رسول یونان
هدف خاصی از این وبلاگ ندارم، به‌جای شطرنج بازی‌کردن اینجا می‌نویسم!

مثل مورچه اي...

 نمي دانم

اين ماه

 از جان من چه مي خواهد

هر شب، مرا

به خيابان ها مي كشاند و

آواره مي كند

مرا مي كشاند كنار دريا

كنار دلهره و تاريكي

كنار تنهايي شهر

و ساز دهني به دستم مي دهد

هر شب گم مي شوم

در شب

مثل مورچه اي در جنگل.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم مهر 1388ساعت 21:52  توسط رسول یونان  | 

سرانجام...

خواب، طعم عسل داشت

در بعدازظهرهایی که

آسمان کمی بالاتر از درخت کاج بود.

با این همه

ما به ایستگاه ها رفتیم

تا دورشدن را

از قطارها یاد بگیریم...

سرانجام از من و تو

تنها خرگوشی سفید

میان کومه های یونجه به خواب رفت.

 

+ نوشته شده در  جمعه سوم مهر 1388ساعت 2:13  توسط رسول یونان  | 

گفت‌و‌گو با رسول يونان؛ شاعر، نويسنده و مترجم درباره شعر اجتماعي

مرده‌شور هم نماد بخشي از جامعه است

ياسين نمكچيان

در سال‌هاي اخير شاعران ايران تا اندازه زيادي نسبت به شعر اجتماعي و بازتاب جامعه در آثارشان بي‌تفاوت بوده‌اند. به همين بهانه با رسول يونان شاعر، نويسنده و مترجم معاصر به گفت‌و‌گو نشستيم. يونان جزو معدود شاعران و نويسندگاني است كه در كتاب‌هاي پرتعدادش، همواره به دغدغه‌هاي انسان عصر امروز پرداخته است.

فكر مي‌كنيد چرا رويكرد شاعران ايراني نسبت به مضامين اجتماعي كم‌رنگ است؟

شعر ايران از ابتدا تا جايي كه ياد تاريخ ادبيات مي‌آيد، نسبت به اجتماع و وقايع آن كم‌لطف بوده است. اگر هم هر از گاهي لطفي كرد ه تنها در حد تعارف به چشم مي‌آيد. تعارفي آميزه شعار و سطحي‌نگري.

وقتي تاريخ ادبيات را ورق مي‌زنيم شعر اجتماعي در ديوان شاعران بيشتر نه در وسط صفحه كه به صورت حاشيه‌نويسي بر گوشه‌هاي كاغذ نمود پيدا كرده است و گاهي هم كه اين شعرها در حاشيه با خط كج‌و‌معوج، نوشته شده و وسط مي‌آيد در حد صفحات انگشت‌شمار ديوان است.

شاعران ايران، بيشتر روي سخنانشان با معشوق است. آنها تمام مسائل را از چشم‌زني زيبا مي‌بيند. اگر لبخند زد يا غرق در آرامش است و اگر قهر كرد شمارش معكوس براي برپا شدن قيامت شروع مي‌شود.

يعني شعر كلاسيك تا اندازه زيادي از پرداختن جدي به دغدغه‌هاي زندگي انسان تهي است؟

همان طور كه گفتم در حد شعار است، نه شعر. حركت در اين شعرها بسيار ساده و گاه با عصا صورت مي‌گيرد. شايد به نظر من هجو و هزل در شعر كلاسيك از اين منظر نشات مي‌گيرد؛ يعني شاعر وقتي متوجه شد شعرش آبكي درآمده وانمود مي‌كند مي‌خواهد حماقت‌هاي جامعه را با خنده اصلاح كند كه عموما ناموفق است و كمي بعد در چاپ‌هاي بعدي، آن دسته شعرها را حذف مي‌كند.

نمي‌دانم شايد هم من اينگونه فكر مي‌كنم.

البته شاعراني هم بوده‌اند كه در اين عرصه بسيار موفق عمل كرده‌اند.

بله كسي منكر نيست. آنها استثنا هستند و استثناها همواره جزو قاعده نيستند. در نظر بسياري از شاعران اجتماع يك نفر است و آن هم معشوقي كه هميشه دور است و مي‌تواند دنيا را نجات بدهد، اما از سرعشوه اين كار را نمي‌كند. در انبان گيسوانش هميشه توفان‌هايي براي روز مبادا كه بيشتر منظورش خراب كردن جهان است، نگه‌داشته است...

ادامه مطلب دراین آدرس

http://www.donya-e-eqtesad.com/Default_view.asp?@=173116

+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم شهریور 1388ساعت 1:16  توسط رسول یونان  | 

خیلی بی حوصله ام اگر مادرم اینجا نبود دق می کردم می گوید:

ـ هر شئی یاخشی اولاجاق اوغلوم! بو گویلری یارادن تانری بیزی قورویاجاق!

ـ "همه چیز درست می شود پسرم! این خدایی که آسمان ها را خلق کرده از ما مواظبت خواهد کرد!"

امید که اینگونه باشد آمین!

 قارا اویون

یئرآلما ساواشلارینین ژنرالی ایدیم

اوشاقلیق تارلالاریندا

ساواشماقی سئویردیم

اوزللیکله

عسگرلریم

کمالین قیزی، زینبی اسیرائدن چاق

ایندی

باش وئرن کرچک و قانلی ساواشلارا گوره

اوشاقلیقیمداندا زهله­م گئدیر

هابئله خاطیره لریمدن...

 

ترجمه:

بازی سیاه

 ژنرال جنگ های سیب زمینی بودم

در مزارع کودکی

جنگیدن را دوست می داشتم

مخصوصا

زمانی که سربازانم

زینب

دختر کمال را به اسارت می گرفتند

حالا

به خاطر این جنگ های واقعی و خونین

از کودکی هایم نیز بدم می آید

همین طور از خاطره هایم...

  

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم مرداد 1388ساعت 5:1  توسط رسول یونان  | 

من از اینجا...

این شهر

شهر قصه های مادر بزرگ نیست

که زیبا و آرام باشد

آسمانش را

هرگز آبی ندیده ام

من از اینجا خواهم رفت

و فرقی هم نمی کند

که فانوسی داشته باشم یا نه

کسی که می گریزد

از گم شدن نمی ترسد.

 

+ نوشته شده در  شنبه دهم مرداد 1388ساعت 2:37  توسط رسول یونان  | 

رسول يونان از «دفاع از معنا در شعر» مي‌گويد

خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران

سرويس: فرهنگ و ادب - ادبيات

رسول يونان با موضوع «دفاع از معنا در شعر» سخنراني مي‌كند.

به گزارش خبرنگار بخش ادب خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)،‌ اين نشست فردا ( چهارشنبه، هفتم مردادماه) از ساعت 18 تا 20 در خانه‌ي فرهنگ گل‌ها برگزار مي‌شود.

پونه ندائي نيز در اين مراسم به عنوان شاعر مهمان حضور مي‌يابد.

«روز به‌خير محبوب من»، «کنسرت در جهنم»، «من يک پسر بد بودم»، «پايين ‌آوردن پيانو از پله‌هاي يك هتل يخي» و مجموعه‌ي شعر تركي «جاماکا» از مجموعه‌هاي شعر منتشرشده‌ي رسول يونان هستند، كه تا كنون آثاري را هم در زمينه‌ي ادبيات داستاني و ترجمه منتشر كرده است.

 منبع خبر:

http://isna.ir/ISNA/NewsView.aspx?ID=News-1377284&Lang=P

+ نوشته شده در  سه شنبه ششم مرداد 1388ساعت 17:59  توسط رسول یونان  | 

لمس آب

جاده های بی پایان را دوست دارم

دوست دارم باغ های بزرگ را

رودخانه های خروشان را

من تمام فیلم هایی را

که در آنها

زندانیان موفق به فرار می شوند

دوست دارم!

دلتنگ رهایی ام

دلتنگ نوشیدن خورشید

بوسیدن خاک

لمس آب.

درمن  یک محکوم به حبس ابد

پیر و خمیده

با ذره بینی در دست

نقشه های فرار را مرور می کند!

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم مرداد 1388ساعت 2:6  توسط رسول یونان  | 

مجرم‌

گفت‌: من‌ فرشته‌ام‌!

قاضي‌ پرسيد: بال‌ هايت‌ كو؟

گفت‌: بال هايم‌ را بريده‌اند!      

قاضي‌ باور نكرد. نيشخند زد و او را به‌ جرم‌ نداشتن‌ كارت‌ شناسايي‌ به‌ حبس‌ محكوم‌ كرد. وقتي‌ مي خواستند به‌ دست‌ هايش ‌دست  بند بزنند  ، ناگهان‌ چند فرشته‌ از پنجره‌ آمدند و او را با خود بردند. ساعتي‌ بعد قاضي‌ در كتاب‌هاي‌ قانون‌ دنبال‌ ماده‌اي‌ مي‌گشت‌ كه‌ مربوط‌ به‌ تعقيب‌ مجرم‌ در آسمان‌ باشد.

 

 چاپ سوم فرشته ها از سوی نشر مشکی روانه بازارشد.

+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم تیر 1388ساعت 0:47  توسط رسول یونان  | 

یک شعر از کتاب "کنسرت در جهنم"

و سرانجام

از قصه های شکارچیان چیزی نمی ماند

 جز یک مرغابی مرده بر پیشخوان

رنج آور است

اما چیز مهمی نیست

بگذار هرچه دوست دارند

تعریف کنند

خوب یا بد

داستان ها باید ساخته شوند

اما فراموش نکن

تو باید مثل انسان زندگی کنی

جهان جای عجیبی ست

اینجا

هرکس شلیک می کند

 خودش کشته می شود.

 

بزودی  چاپ دوم این کتاب  توسط نشر مینا روانه بازار خواهد شد.

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم خرداد 1388ساعت 1:53  توسط رسول یونان  | 

 بارانی...

 

بارانی مورب

در نیمروزی آفتابی.

هیچ اتفاقی نیافتاده است

تنها تو رفته ای

اما من

قسم می خورم که این باران

بارانی معمولی نیست

حتما جایی دور

دریایی را به باد داده اند...

 

+ نوشته شده در  شنبه دوم خرداد 1388ساعت 2:47  توسط رسول یونان  |